حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2511

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

زينت‌هاى قصر را تصاحب كردند . پس از آن به اين هم اكتفاء نكرده بعد از كشتن مردان ، زنان و اطفال آنها را بعدّه صد هزار نفر باسارت بردند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 75 ، بند 9 - هروديان ، كتاب 3 ، بند 30 - سپارتيانوس ، كتاب سوروس ، بند 16 ) . بعد از تسخير تيسفون ، سوروس و قشون او دوچار قحطى شدند و سربازان رومى در مدّت چند روز مجبور گشتند به خوردن ريشهء گياهها قناعت ورزند . معلوم است ، كه در اين احوال مرض اسهال شيوع يافت و سوروس ديد ، كه نميتواند بلاش را تعقيب كند و بايد زودتر از اينجا برود . در اينوقت راه فرات را نميتوانست پيش گيرد ، زيرا از اين راه آمده بود و لشكريان او تمامى آذوقه را خورده بودند . بنابراين راه دجله را پيش گرفت به اين معنى ، كه سپاهيانش از كنار دجله حركت ميكردند و كشتيهايش بر رود مزبور . خطّ حركت قشون از نزديكى الحضر ميگذشت و ، چون اين شهر به نيگر رقيب سوروس كمك فرستاده بود ، سوروس نميخواست اين اقدام الحضر را بىمجازات بگذارد و ديگر ، چون اين شهر تراژان را بيچاره كرده بود ، ميخواست آن شهر را گرفته نام خود را بلندتر از نام تراژان گرداند و نيز بايد گفت ، الحضر داراى معبدى بود ، موسوم بمعبد آفتاب ، كه از حيث ثروت و ذخاير شهرتى بسزا داشت و امپراطور روم نميتوانست از اين ذخاير صرف‌نظر كند . بنابراين سوروس اين قلعه را ، كه محكم بود ، محاصره كرد و روميها تمام اسباب و ادوات قلعه‌گيرى خود را به كار انداختند . اينهم معلوم است ، كه روميها در فن محاصره و قلعه‌گيرى خيلى ماهر بودند ، برعكس پارتيها ، كه نه اسباب و ادواتى داشتند و نه ميتوانستند آلات قلعه‌گيرى را به كار اندازند . باوجود اين حضريها حملات روميها را به آسانى دفع كردند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 75 ، بند 9 ) ، زيرا ديوارهاى شهر محكم بود و مدافعين با جرئت و جسارت كار ميكردند : اينها آلات محاصرهء رومى را سوزانيدند و اختلالى در ميان سربازان سوروس افكندند . در اين احوال اغتشاشى در